نظر حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد ثقفی در مورد استاد جعفری

حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد ثقفی

محقق و نویسنده و مدرس دانشگاه

 

نظر حجة‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد ثقفی در مورد استاد جعفریبسیار خوشوقتم که شاهد نکوداشت دوست فرزانه‌ای از تبار صادق، در طول زندگی‌ام می‌باشم. راستی این فرهنگ تحسین‌آمیز، در دوره ما، از ابتکارات اجتماعی و فرهنگی این برهه از تاریخ اجتماعی ایران است که اندیشمندان و محققان را نه بعد از وفاتشان (که چندان ارزشی ندارد) گرامی می‌دارند بلکه شخصیت‌های زنده‌ای از محققان کشور را به نام چهره ماندگار معرفی می‌نمایند. در حوزه اسلامی و علمی نیز چندین سال است که چنین گام فرهنگی ارزنده‌ای، به راه افتاده است. طُوبی لَهم وَ حُسن‌مَآب.

مقایسه دو شخصیت: بنده در منطقه خودمان آذربایجان شرقی (تبریز و مراغه) با دو نام «جعفری» آشنایی دارم که در زندگی و فعالیت فرهنگی شان، بسیار با همدیگر شباهت دارند. «استاد علامه محمدتقی جعفری» و «استاد محقق یعقوب جعفری». یکی از شهر علم و آزادی (تبریز) و دیگری از شهر علم و باستانی (مراغه)، در تاریخ و سابقه علمی یکی دانشگاه رشیدیه تبریز، خواجه رشیدالدین فضل الله در اواسط دوره مغول درخشید که اخیرا احیا شده است، و در دیگری مرکز علمی رصدخانه مراغه، خواجه نصیر الدین طوسی، که در زمان خود مرکز تجمّع دانشمندان جهان اسلام بوده است.

و اکنون نیز استاد علامه جعفری از تبریز و استاد محقق یعقوب جعفری از مراغه، در محافل علمی و فرهنگی، نورافشانی می‌کنند و چهره‌های علمی و اندیشه اند.

این دو شخصیت در ابعادی با همدیگر شباهت و مشترکات زیادی دارند:

  1. هر دو از طبقات محروم جامعه برخاسته اند.
  2. هر دو با زحمات فراوان و مشقّات زیاد، پایگاه اجتماعی خود را یافته و در ردیف عالمان اندیشمند و صاحب نظر قرار گرفته اند.
  3. هر دو گرایش‌های علمی چشم‌گیری داشته و در مسائلی که در جامعه اسلامی کمتر روی آنها بحث شده، کار علمی ارزشمندی انجام داده اند.

وقتی استاد علامه جعفری شرح مثنوی خود را نشر داد و شرح مفصلی از اندیشه‌ها و ظرایف فکری مولانا را ارائه داد؛ در تشرفی که به خدمتشان داشتم، سؤالی پرسیدم که در ذهنم غلیان داشت: چرا استاد به جای تحقیق در مسائل اسلامی متعارف زمینه‌های اعتقادی فقهی و کلامی، به شرح مثنوی پرداخته است؟

در جواب فرمود: من سال‌ها که با مستشرقان ارتباط داشته‌ام، ملاحظه کردم که دانشمندان مغرب زمین به مانند نیکلسون و آنماری شمیل درباره مثنوی کار کرده‌اند و تحقیق نموده‌اند از خود پرسیدم که چرا دانشمندان مغرب زمین به گنجینه‌های فرهنگی و علمی ما مسلمانان روی آورده‌اند و خود ما (عالمان مسلمان) از آن غفلت دارند! با خود گفتم: امروزه دانشمندان اسلامی درباره علوم انسانی کمتر کار کرده‌اند و لازم است که ما در زمینه علوم انسانی اسلامی بیشتر کار کنیم. لذا جهت‌گیری اندیشه خود را به مطالعه مثنوی سوق دادم که عالی‌ترین نمونه‌ای در زمینه علوم انسانی است.

این جهت‌گیری علمی – دینی،  در کارهای تحقیقاتی استاد محقق یعقوب جعفری نیز، دیده می‌شود. این دانشمند ارزنده، در آثار و کتاب‌هایی که از ایشان به چاپ رسیده است، دقیقا در همین زمینه علوم اجتماعی تاریخی با جهت‌گیری عقلانی ـ قرآنی، انجام یافته است.

کتاب‌های استاد یعقوب جعفری به مانند: بینش تاریخی قرآن، بینش تاریخی نهج البلاغه، مسلمان در بستر تاریخ، حجاب و عفاف و امنیت خانواده، تاریخ اسلام از منظر قرآن؛ هر کدام از این کتاب‌ها، در واقع مسئله‌ای و خلائی را که امروز جامعه مسلمانان را دربرمی‌گیرد را پاسخ می‌دهد. و در حقیقت مطرح ساختن مسائل دور از واقعیت و تحقیق درباره مسائل غیرقابل دسترس و دور از ذهن، هرگز مورد توجه استاد یعقوب جعفری قرار نگرفته است.

بعد از آنکه استاد علامه جعفری شرح مثنوی را منتشر کرد، و برخی از نویسندگان، به استاد انتقاد کردند که چرا یک عالم متبحّر اسلامی در مثنوی کار کرده و تحقیق نموده است؟  استاد علامه تصمیم گرفتند که کتاب شریف نهج البلاغه را نیز شرح کنند. زیرا نهج البلاغه در مسائل اجتماعی، سیاسی، انسانی مسائل مهمی را مطرح می‌کند و جامعه باید با اندیشه‌های امام علی(ع) آشنا شود.

استاد محقق یعقوب جعفری نیز، بعد از قلم فرسایی در زمینه علوم اجتماعی، انسانی؛ ذهنشان متوجه به کشف قناع از آیات قرآن و صحیفه هدایت شده است و او در دوره ارزشمند تفسیر کوثر به این مهم پرداخته است.

هدیه نوروزی: حدود سال‌های 8-1367 دولت وقت، در هدایای نوروزی آن زمان، کتاب بسیار ارزنده استاد یعقوب جعفری با نام (مسلمانان در بستر تاریخ) را که دوره‌ای از گزارش تمدن و فرهنگ اسلامی است به وزرای کابینه خود اهدا کرد.

اراده استوار : با همه این تلاش‌های علمی ـ فرهنگی، چگونه شد که استاد محقق یعقوب جعفری به چنین موفقیت‌هایی دست یافت؟

چندین عامل روانی، اجتماعی را می‌توان بازگو کرد:

  1. شوق و انگیزه علمی که استاد یعقوب جعفری با علاقه وافر و تلاش فراوان، از ابتدا و نوجوانی از آن برخوردار بود.
  2. در جامعه شناسی طبقاتی چنین می‌خوانیم که همواره فرزندان طبقات اشراف چون فاقد انگیزه و تلاش می‌باشند،‌چندان در زندگی موفق نمی‌شوند و ارتقا نمی‌یابند. برخلاف افراد و فرزندان طبقات محروم و متوسط جامعه که همواره شخصیت و غرور هویتی خود را نه از اموال و اجداد وام می‌گیرند ؛ بلکه فرزند زمان خویشتن بوده و با تلاش و زحمت طاقت فرسای خود بوده و طبقه و پایگاه اجتماعی خود را تغییر می‌دهند و به مقامات عالی اجتماعی می‌رسند.
  3. ایشان دارای اراده قوی و عزمی استوار می‌باشند، هرگز افراد بی‌هدف و اراده ضعیف نمی‌توانند خود را از چنگال توهّم، ضعف و بی‌ارادگی برهانند. امّا آنانی که عزمی استوار و اراده‌ای قوی دارند، همانند استاد محقق یعقوب جعفری با هوش و فراست خاص خود، به زودی جهت زندگی و راه خود را تشخیص می‌دهند و با تلاش و پُرکاری، بدون شهرت طلبی، اهداف خود را دنبال می‌کنند.

استاد محقق جعفری، یکی از افراد این نوع شخصیت‌ها است. او با تلاش خود مشهور می‌شود و نه با شهره زود گذر زمانه و نه با همگامی با عوام و عوام‌زدگی که نرخ روز محافل امروزی است.

حجت خدا: بارها در محفل انس دوستان گفته‌ام که خداوند، آقای یعقوب جعفری را در میان هم‌سالان  حوزوی و دوستان هم‌سن و سال خود «حجت» آفریده است که چگونه اثر وجودی خود را در دنباله‌گیری کارهای مثبت، نشان می‌دهد و از وقت گرانبهای خود استفاده می‌کند.

به راستی از دوره جوانی و ایام طلبگی با جناب جعفری، خاطراتی شیرین و وصف‌ناپذیر داریم که هرگز فراموش نمی‌شود و نخواهد شد. وقتی که بنده و جناب مهدی‌پور در سال 40 قدم به حوزه علمیه نهادیم، با طلبه‌ای جوان، با ذوق و تیزهوش آشنا شدیم. یعقوب جعفری (جوانبخت آن روز). او در مدرسه حقانی قم، حجره شماره 9 سکونت داشت و معالم الاصول می‌خواند و ما هم در مدرسه حجتیه، جلدین لمعه را ادامه می‌دادیم. خیلی زود با همدیگر آشنا شدیم. دقیقا در سال 44 بود که وارد دانشکده «دارالتبلیغ اسلامی» شدیم که از طرف مرجعیت آن زمان،آیةالله شریعتمداری و همراه با اساتید آن دوره که امروز از مراجع تقلید به حساب می‌آیند، درس‌های منظم و با‌برنامه‌ای از دانشمندان اسلامی دریافت می‌کردیم. بعد از اتمام ایام تحصیلات تکمیلی در دارالتبلیغ اسلامی آقای جعفری (جوانبخت) به عنوان شاگرد ممتاز شناخته شده و جزو نویسندگان مجله وزین «مکتب اسلام» شد و استاد علی اکبر مهدی پور رهسپار ترکیه شد و خدمات اسلامی ارزنده و بنده عازم دانشگاه تمپل فیلادلفیا برای دوره دکترای شدم، ولی افسوس آن زمان گذشت و آن سبو بشکست و  پیمانه ریخت.

دوران تبلیغ در شیراز: بنده به همراه دوستان ازجمله آقای جعفری، توصیه نامه‌ای ازآیةالله مکارم بهآیةالله مجد‌الدین محلاتی از نویسندگان و یاران قدیمی مکتب اسلام داشتیم، به شیراز رفتیم و با جهان دیگری آشنا شدیم، با آیت الله محلاتی ؛ که مردی عالم، با اخلاق، با‌صفا و بی‌ریا بودند. آری در آخر ماه‌های صفر چندین سال متوالی در مدرسه ولی عصر(عج) شیراز همراه استاد جعفری، هم منبر و همدم بودیم و چه خاطرات زیبایی داشتیم.

آری! استاد ارزنده، یعقوب جعفری در میان دوستان ما، به مانند ستاره‌ای درخشان می‌درخشد و پرتو وجودی‌اش در آثار خود به جوانان تشنه معارف اسلامی، غذای فکری و روحی می‌دهد. استاد جعفری دوستی با صفا، پرتلاش و بسیار موفق می‌باشند. اینجانب به طور مداوم، آرزومند توفیق روزافزون ایشان در ارتقای علمی و اجتماعی هستم.

سید محمد ثقفی