همراه با خانواده: صحبتی از زبان پسر ارشد استاد جعفری

همراه با خانواده: صحبتی از زبان پسر ارشد استاد جعفریپدرم شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن قلبم را. هر گاه که دست در دستانم می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود و لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.

تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است…

آن‏قدر به حضورت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند که مانند دوران کودکیم دستانم را بگیری تا خیالم آرامش بگیرد؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم …

پدر! می‏خواستم درباره‏ات بنویسم دیدم تو، نور جدا شده‏‌ای از آفتاب الهی هستی و از پنجره دلت هستی ام را گرما بخشی، و هیچ کلامی لایق وصف تو نیست و چگونه در اقیانوس خوبی‌های تو سیر کنم. چرا که هر چه بگویم کم است و حق واقع را کفایت نیست. ولیک غرق در بیکران حسن تو می‌شوم و قطره‌ای از خوبی هایت را می‌گویم.

لذا در این مجال سعی می‌کنم بخشی از خصوصیات فردی و اجتماعی پدرم و ویژگی‌های بارز ایشان را به اختصار بیان کنم.

 

عشق سر شار به خانواده

ایشان به خانواده و فرزندان عشق زیادی می‌ورزیدند و با غم و شادی آنها زندگی می‌کردند. ایشان حتی از لحن صحبت و نمای چهره فرزندان هم پی به مشکل و ناراحتی آنها می‌بردند و صددرصد تلاششان و هم وغمشان در رفع مشکل و همراهی خانواده بکار می‌بردند.

 

سحرخیزی و دقت در صرف وقت

از دوران کودکی خود تا به حال به یاد دارم که ایشان همیشه سحرخیز بوده و از جهت رعایت وقت خواب و بیداری و تخصیص وقت برای کارهای شخصی، مطالعه، فعالیت‌های بیرون از خانه و غیره همیشه برنامه ریزی دقیق داشته و در صرف وقت خود دقت کافی را داشتند و همیشه ما را به این امر توصیه و راهنمایی می‌فرمودند.

 

تاکید بسیار به نماز اول وقت

تاکید ایشان همیشه به خواندن نماز اول وقت و انجام واجبات و فرایض در سروقت بود. البته شیوه تربیتی ایشان هیچگاه به صورت اجبار و یا اظهار ناراحتی به جهت نماز سروقت خواندن فرزندان نبود. بلکه ایشان با منش زیبای خود ما را به عدم ترک نماز اول وقت، ترغیب می‌نمودند. به یاد دارم که بارها و بارها نمازهای جماعت دونفره پدر و پسری را با هم خوانده‌ایم.

 

سفارش به رعایت خوش قولی

ایشان همیشه به قولی که می‌دادند به شدت پایبند بودند و فرزندان را نیز به رعایت قول و قراری که با کسی می‌گذاشتیم سفارش می‌کردند. ایشان از این که به موعد زمانی قراری را با کسی بگذاری و به آن پایبند نباشی به شدت رنجیده خاطر می‌شدند.

 

علاقه به ائمه و توسل به ایشان

ایشان الگوی خانواده از جهت علاقه به خاندان عصمت و طهارت و توسل جستن به ائمه معصومین(ع) بودند. فرزندان خود را از کودکی همیشه همراه خود به مجالس روضه و عزاداری‌ها و مساجد می‌بردند. و از همان کودکی ما را با صوت قرآن و مناجات همراه کردند.

 

اهتمام به رفع مشکل در فامیل

ایشان در ضمن اینکه همیشه پناهگاه خانواده خود بودند، از رسیدگی به مشکلات فامیل هم غافل نبودند، به یاد دارم که بارها از اکثریت اعضای فامیل، موارد دلجویی و دستگیری پدرم از ایشان را شنیده‌ام.

 

بخشندگی و رفتار معرفتی

پدرم برای خانواده، همیشه هر چه داشت در طبق اخلاص قرار می‌داد. و حتی بارها به جهت رفع مشکل مالی فرزندان خود زیر بار قرض و حتی گرفتن وام بانکی به نام خود و تحویل بدون چشم داشت به فرزندان و پرداخت قسط آن توسط خودشان اقدام نموده‌اند.

 

صله ارحام و میهمان نوازی

پدرم علاقه زیادی به حضور میهمان در خانه داشتند و اکثر مواقع و روزهای تعطیل برایمان از فامیل و شهرستان‌ها مهمان می‌آمد. و ایشان با گشاده رویی و میهمان نوازی بسیار از مهمانان استقبال و پذیرایی می‌نمودند.

 

توصیه به ساده زیستی

پدرم همیشه خواهان زندگی ساده بودند. در عین اینکه همیشه به فکر رفاه خانه و خانواده بودند ولیکن از تجمل گرایی دوری می‌جستند. یادم می‌آید زمانی که همه فامیل مبلمان تهیه کردند ولی ایشان با وجود اینکه خرید مبلمان برایشان مقدور بود به جهت علاقه به ساده زیستی رغبتی به خرید مبل نداشتند و دست آخر با اصرار فرزندان اقدام به خرید مبل از نوع ساده آن نمودند.

 

گریز از شهرت طلبی

ایشان همیشه از شهرت طلبی و خودنمایی گریزان بودند و هیچ وقت نخواستند که در جایی خودنمایی و اظهار وجود کنند، هر چه از جهت شهرت ایشان به جا مانده، بازتاب انوار معنوی و اخلاق حسنه و علم و معرفتشان بوده که به خودی خود منجر به شناساندن شخصیت وجودی ایشان شده است.

 

بروز بودن از جهت علوم روز

پدرم همیشه، مایه مباهات من بود. چون می‌دیدم که ایشان با وجود این سن و سبک و ساق فکری و علمیشان که در حیطه دین و اسلام و حوزه علوم انسانی و…، ولیکن هیچگاه از علوم روز دور نبودند. جالب است که ایشان به کامپیوتر و برنامه‌ها و نرم افزارهای پیشرفته و بروز چه کامپیوتر و چه موبایل، آشنایی لازم را حتی بیشتر از حد انتظار داشته و به بیشتر آنها وارد بودند. من شاید به جرات بگویم کسی در شرایط پدرم از علما و روحانیون به اندازه ایشان آشنا به علوم روز نبودند. شاید باور آن سخت باشد که پدرم سایت اختصاصی خود را، خودشان درست کرده و مدیرت می‌کردند و ناگفته نماند که ایشان نوشته‌های خود از جمله تفسیر کوثر را خود صفحه پردازی می‌کردند و این همیشه مایه مباهات من بود.

 

پیگیری اخبار و شرکت در رسانه‌های جمعی

ایشان از زمانی که به یاد دارم هر روز از اخبار روز کشور و جهان اسلام، توسط رسانه‌های جمعی مثل تلوزیون و رادیو و همچنین سایت‌های اینترنتی و نیز در سال‌های اخیر از طریق شبکه‌های اجتماعی دنبال کرده و حتی در مواردی از طریق جوابگویی کتبی و کامنت گذاشتن، پاسخگو و رفع شبهه می‌نمودند. ایشان از ابتدای شروع فعالیت‌های جمعی، صفحات اینستاگرام، تلگرام و… را به صورت شخصی داشته و با وجود مشغله‌های کاری و فعالیت‌های علمیشان، دنبال می‌کردند.

 

شاید بیان کلیه ابعاد اخلاقی ایشان در حوصله این مقال نگنجد. ولی به همین مقدار بسنده کرده و در آخر میگویم:

 

پدر…

‌ای آفتاب مهربانی،

سایه ی تو بر سر من،‌ای که در پای تو پیچید، ساقه ی نیلوفر من

 

در پایان بسیار خوشحالم از اینکه پدرم پس از انجام عمل بسیار مهم و سخت قلب در بهمن 1395 که به گفته پزشکان، گرفتگی سه رگ اصلی در ناحیه قلب بود و به لطف پروردگار، این مشکل حل شده و خداوند را شاکرم که سایه این عزیز را برایمان مستدام داشت. امیدوارم سال‌های سال لطف بهره مندی از سایه پربرکت این پدر ارزشمند و بزرگوار به مدد حق برایمان برقرار باشد.