روضه خوانی پنهانی من در حرم امام رضا(ع)

روضه خوانی پنهانی من در حرم امام رضا(ع)

در زمان جنگ قم را موشک باران کردند و مدتی ادامه یافت و بچه‌ها بسیار نگران و ناراحت بودند. به همین جهت به مشهد مقدس مشرف شدیم. البته طلبه‌های دیگری هم بودند که به مشهد رفتند. در مشهد آیةالله مصباح که وکیل آیةالله خویی بود، به همه ما جا داد. تا اینکه اول محرم رسید. آن روز من رفتم حرم و در آنجا پیش خود با امام رضا(ع) قراری گذاشتم.

گفتم: یابن رسول الله من هر سال دهه محرم در مراغه یا جای دیگر برای جدّت روضه خوانی‌ می‌کردم. امسال هم‌ می‌خواهم در حرم شما برنامه اجرا کنم. هر روز تا دوازدهم محرم در یک ساعت معین به حرم مشرف‌ می‌شدم و در گوشه‌ای عبا را برسر‌ می‌کشیدم و خیلی آهسته روضه‌ می‌خواندم به طوری که کسی در اطراف من متوجه نمی‌شد و بسیار گریه‌ می‌کردم و پس از روضه به رسم مراغه یاالله سرمی‌دادم و دعا می‌کردم.

روز دوازدهم محرم پس از آنکه روضه من تمام شد، از حرم بیرون‌ می‌رفتم که با پسر آقای مصباح روبرو شدم. پس از سلام و احوالپرسی پاکتی به من داد و گفت این هدیه پدرم است.

وقتی از هم جدا شدیم، گفتم یا امام رضا در خانه تو دوازده روز روضه خوانی کردم و امروز که روز آخر است به من پاکت فرستادی! قربانت شوم‌ای امام رؤوف…