تطبیق ناروای بعضی از آیات قرآن بافرضیه‌های علمی جدید

تطبیق ناروای بعضی از آیات قرآن بافرضیه‌های علمی جدید

أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ (ق/6)

پس آيا به آسمانِ بالاى سر خود ننگريستند كه چگونه آن را بنا كرديم و آراستيم و هيچ شكافى در آن نيست؟

منظور اين است كه آسمان به صورت يك بناى مرتفع عظيم، در طول زمان بسيار زيادى كه بر آن گذشته، هيچ‏گونه رخنه و شكستى در آن به وجود نيامده و همچنان استوار و محكم با تمام ريزه‏كارى‏ هايش پابرجاست و هرگز قابل مقايسه با بناهاى ساخته شده بشر نيست كه هر چه محكم و متقن و با هر نوع مصالحى ساخته شود، با گذشتن زمان، در آن رخنه مى‏افتد و بالاخره خراب مى‏شود.

همين مطلب در آيۀ ديگرى به اين صورت آمده: الذى خلق سبع سماوات طباقا ماترى فى خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل‏ترى من فطور (ملك/3)

بعضى از معاصران، آيۀ مورد بحث را طبق معمول با يافته ‏هاى دانش امروز تطبيق داده‏اند. گاهى گفته‏اند: منظور اين است كه جو زمين كه بالاى سر ماست همواره هدف سنگ‏ها و شهاب‏ هايى آسمانى و اشعه زيان بار كيهانى است، ولى در عين حال هيچ خلل و شكافى در آن ديده نمى‏شود و گاهى حتى آن را با فرضيه ‏اى به نام «اتر» تطبيق داده‏اند كه يك ماده نامرئى و حامل امواج نور است.

تطبيق آيات قرآنى با فرضيه‏ ها و اكتشافات عصر كه براى مخاطبان قرآن در عصر نزول قابل فهم نبود، كار ناصوابى است. به خصوص اينكه در همين آيه، از مشركان  مكه ‏خواسته‌ می‌شود كه به آسمانِ بالاى سر خود نيك بنگرند و ببينند كه در آن رخنه و شكافى وجود ندارد؟ چگونه مى‏توان گفت كه منظور آيه، اين فرضيه‏ ها و اكتشافاتى است كه بيش از هزار سال بعد مطرح شده است؟

البته تفسير علمى قرآن با شرايط ويژه‏اى قابل قبول است، ولى نبايد در چنين مواردى كه آيه با صراحت موجودين را مخاطب قرار مى‏دهد، به چنين تطبيق‏هايى دست زد. آن معنايى كه ما گفتيم، امروز هم براى بشر قابل درك و مفيد است.