باران که شدی…

باران که شدی…

در قرآن کریم آیه عدیم النظیری وجود دارد که می‌تواند عنوان چندین منبر باشد: انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها...(سوره رعد، آیه17) یکی از اشارات لطیف آن این است که باران بی‌هیچ تفاوتی به هر وادی و دره‌ای چه سبز و خرم باشد و چه شوره‌زار، به‌طور یکسان می‌بارد و هر ظرفی را به اندازه گنجایش آن پر می‌کند و فیض آن عام است .

اخیرا شعری را دیدم که این مضمون را به زیبایی در برگرفته است. این شعر را شاعر معاصر و جوان مهدی مختارزاده سروده و آنچنان لطیف است که دیدم بعضی‌ها آن را به مولوی نسبت داده‌اند که اشتباه است.دو بیت از آن قطعه چنین است:

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
باران که شدی پیاله‌ها را نشمار
  سقف حرم و مسجد و میخانه یکی ست
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی ست

بنده هم درباره باران، چنین سروده‌ام:

تو اشک ریخته از آسمانی‌ای باران
سزاست گریه کنی بر زمین تشنه ما
شرارۀ عطش عاشقان مسکین بین
  ببار بر همه جا تا توانی‌ای باران
عطش فتاده به هر جا چه دانی‌ای باران
مگو که بی‌خبر از عاشقانی‌ای باران