اشتقاق واژۀ «ربّ»

اشتقاق واژۀ «ربّ»

واژۀ «ربّ» حدود هزار بار به صورت مفرد یا مضاف در قرآن آمده است و معمولا آن را به معنای پروردگار و در چند مورد به معنای صاحب و مالک می‎گیریم و درست هم همین است. بعضی‌ها اظهار فضل می‎کنند که کلمه‎ای که معنای پرورش می‎دهد از «ربو» مشتق شده مانند مربی و تربیت ولی واژۀ رب از «ربب» و به معنای مالک است و سخن عبدالمطلب: انا رب الابل وللبیت رب را دلیل می‎آورند. بنا براین، ربّ در کلماتی چون ربکم،  رب العالمین، رب السماوات، به معنای مالک و صاحب است نه پروردگار.

می‎گوییم: از نظر ادبیات عربی، حرف آخر کلمات مضاعفی مانند ربّ و ملّ ومثل آنها را به جهت ثقلی که دارند،  می‎توان قلب به «یا» کرد و آن را ابدال یا ابدال التضعیف می‎نامند. سیبویه در «الکتاب» فصل مستقلی دربارۀ این قاعده باز کرده و مثال‎های متعددی زده ازجمله ربّ و ملّ که کلماتی چون تربیت و مربی از ریشۀ «ربب» و املاء و املیت از ریشۀ «ملل» مشتق شده و گفته این در زبان عربی بسیار است. علاوه بر «الکتاب» درکتاب‎های دیگر ی در صرف و نحو و لغت هم به این قاعده تصریح شده است.

یادم می‎آید در همان اویل طلبگی که درس کتاب تصریف می‎خواندیم این مطلب در آن آمده بود که املیت از امللت و امسیت از امسست است.

بنا براین کلماتی مانند تربیت و مربی در اصل از ربب مشتق شده و معنای غالب این ریشه همان پروریدن و پرورش دادن و تربیت کردن است و گاهی هم به معنای مالک و بزرگ به کار می‎رود.