منظور از «لاجناح» در آیات الاحکام چیست؟

منظور از «لاجناح» در آیات الاحکام چیست؟

در دو جای قرآن در بیان یک حکم واجب، عبارت «لاجناح» به کار رفته که به این معناست که انجام این کار عیبی ندارد. در حالی که آن کار واجب شرعی است و باید آن را انجام داد. حال این سئوال مطرح می‌شود که اگر آن حکم واجب است، چرا از این عبارت استفاده شده است؟ نخست آن دو مورد را ذکر می‌کنیم سپس مطلب را توضیح می‌دهیم:

اول. درباره سعی میان صفا و مروه که از ارکان حج است، می‌فرماید:

إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما (بقره/158) همانا صفا و مروه از نشانه‏هاى خداست پس هر كس حج خانه (بيت الحرام) كند يا عمره به جاى آورد، گناهى بر او نيست كه آن دو را طواف كند.

دوم. درباره قصر خواندن نمازهای چهار رکعتی در مسافرت که واجب است و به اصطلاح عزیمت است نه رخصت:

وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ (نساء/101 ) و چون در زمين سفر كرديد، بر شما گناهى نيست كه نماز را كوتاه كنيد.

درباره صفا و مروه، در روایات تاریخی آمده است که در عصر جاهلی دو تا بت به نام‌های اساف و نائله یکی در کوه صفا و دیگری در کوه مروه نصب شده بود و مسلمانان گمان می‌کردند که سعی میان آنها نوعی تعظیم آن بت‌هاست و لذا از این کار کراهت داشتند. در آیه شریفه اطمینان داده می‌شود که عیبی ندارد و این تعظیم آن بت‌ها نیست.

در مورد قصرخواندن نماز هم بعضی از مسلمان‌ها گمان می‌کردند که نمازشان ناقص می‌شود و لذا از کوتاه خواندن نماز خوششان نمی‌آمد. در آیه شریفه گفته می‌شود که اشکالی ندارد و نمازشان ناقص نمی‌شود.