شعر “افتاده آزاده” از استاد یعقوب جعفری

افتاده آزاده

این دل غم زده را بیش میازار اى دوست راه خود گیر و ز من بگذر و بگذار اى دوست
این همه وعظ مكن صبر و شكیبایى را دل من وعظ تو را نیست خریدار اى دوست
طعنه‏ ها بر من افتاده آزاده مزن برحذر باش از این همّت و زینهار اى دوست
بى جهت پرده به رسوایى این عشق مكش زین حكایت شده پُر كوچه و بازار اى دوست
بگذارید كه از پرده برون افتد راز تا بدانند همه عاقبت كار اى دوست
به كنارى بنشین و ره سیلاب نگیر تا فرو بارد از این دیده خونبار اى دوست
شدم از دست و غم هجر به پایان نرسید بلكه كارى بكند طالع بیدار اى دوست
چاره درد من از هیچ طبیبى مطلب جعفرى گشته به این درد گرفتار اى دوست

5/11/1372 قم