شعر “یاد یار و دیار” از استاد یعقوب جعفری

یاد یار و دیار

كنون كه از غم و درد فراق لبریزم بیار باده كه تا از میانه برخیزم
به سر فتاده هواى مراغه و تبریز سفر كنم ز مراغه به سوى تبریزم
اگر گذار من از شهر شهریار افتد به خاك تربت او دسته‏دسته گل ریزم
دلم ترانه بخواند به یاد یار و دیار به یاد یار عزیز و دیار گل‏بیزم
ز تپه‏ هاى رصد تا ستیغ كوه سهند نسیم عشق وزد در بهار و پاییزم
تو اى مراغه پیام محبتى بفرست كه من حدیث وفا را به آن در آمیزم
اگر چه مدعیان مى‏كنند پند مرا از اینكه رو به تو آرم دهند پرهیزم
ولیك عشق تو را همچنان به دل‏دارم گزیر یابم اگر جانب تو بگریزم
صداى جعفرى از خاك پاك قم بشنو  نثار همت تو شعرهاى ناچیزم

زمستان 1375 قم